سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
488
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
عبد مناف هستيم ، و بعضى از ما بر بعض ديگر فضيلتى ندارد كه عزيزى بخاطر آن ذليل شود يا ذليلى به غلامى برده شود . و السّلام » . جواب امير المؤمنين عليه السّلام به حيلهء معاويه ( 1 ) سليم مىگويد : وقتى على عليه السّلام نامهء معاويه را خواند خنديد و فرمود : « تعجب از معاويه و حيلهء او بر من است » ! سپس حضرت ، نويسندهاش عبيد اللَّه بن ابى رافع را صدا زد و فرمود : بنويس : امّا بعد ، نامهء تو بدستم رسيد كه در آن يادآور شده بودى : « اگر تو و ما مىدانستيم كه جنگ نسبت به ما و تو به اين حد مىرسد ، هيچ كدام اين جنايت را بر ديگرى روا نمىداشتيم » ، اى معاويه ما و تو در مرحلهء نهايى از جنگ هستيم كه هنوز به آن نرسيدهايم . امّا اينكه شام را درخواست كردى ، من چيزى را كه ديروز به تو ندادم امروز هم نمىدهم . و امّا اينكه « در ترس و اميد هر دو مساوى هستيم » ، تو در شكّ قوىتر از من در يقين نيستى ، و اهل شام هم بر دنيا از اهل عراق نسبت به آخرت حريصتر نيستند . و امّا اينكه گفتى : « ما فرزندان عبد مناف هستيم و هيچ كدام بر ديگرى فضيلتى نداريم » ، ما چنين هستيم ، ولى « اميّه » همچون هاشم نيست ، و « حرب » همچون عبد المطلب ، و « ابو سفيان » همچون ابو طالب ، و آزاد شده همچون هجرتكننده ، و منافق همچون مؤمن و مدعى باطل همچون مدعى حق نيست . فضيلت مقام نبوّت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در دست ما است كه با آن بر عرب حاكم شديم و عجم را تحت اختيار خود در آورديم . و السّلام . سخنان عمرو عاص و اشعار او در شماتت معاويه ( 2 ) سليم مىگويد : وقتى نامهء على عليه السّلام بدست معاويه رسيد آن را از عمرو عاص پنهان كرد . سپس او را صدا زد و نامه را به او داد تا بخواند . عمرو عاص او را سرزنش كرد ، و اين